على محمدى خراسانى

290

شرح منطق مظفر (فارسى)

مشتركه رسيده‌ايم و استدلال بعدى تبعى است پس به اين جهت آن را انّى مىناميم ( شبيه نامگذارى مركّبات و قضاياى مركبه كه به لحاظ جزء اوّل است كه صريحا در كلام آمده است ) ولى در هرحال مطلب سهل‌وآسان است و قسم سوم به حساب بياوريم يا قسم دوم از دو قسم برهان انّى ، فرقى به حال ما ندارد و ثمره ظاهر نمىشود . در خاتمه به دو نكته اشاره مىشود : نكتهء اوّل : در كتب ديگر منطق از قديم الايام براى اقسام ثلاثهء مذكور مثال ذيل را اختيار كرده‌اند و در حاشيهء ملا عبد اللّه هم همين مثال آمده : برهان لمّى : هذا متعفن الاخلاط « صغرى » و كلّ متعفن الاخلاط محموم « كبرى » فهذا محموم « نتيجه » در اين مثال متعفن الاخلاط بودن هم‌واسطه در اثبات حمّى براى اين شخص است و هم‌واسطه در ثبوت است . برهان انّى قسم اوّل : زيد محموم « صغرى » و كلّ محموم متعفن الخلاط « كبرى » فزيد متعفن الاخلاط « نتيجه » در اين مثال حمّى و تب داشتن واسطه در اثبات تعفن اخلاط براى زيد است ولى در واقع حمّى معلول تعفن اخلاط است . برهان انّى قسم ثانى : هذه الحمّى تشتّد غبّا « روز در ميان شدّت مىگيرد » « صغرى » و كلّ حمّى تشتّد غبّا محرقة « كبرى » فهذه الحمّى محرقة « نتيجه » كه واسطه در اثبات ، اشتداد غبّا است و حكم ، محرقة بودن است و هردو معلول تعفن اخلاط هستند ( اخلاط اربعه : بلغم ، صفراء ، دم ، سوداء ) . نكتهء دوم : علامه طباطبائى رحمه اللّه فرموده : و خامسا ان كون موضوعها اعّم الاشياء يوجب ان لا يكون معلولا لشيىء خارج